مددکاری اجتماعی رشتهای تخصصی و حرفهای است که در تعامل با افراد، خانوادهها، گروهها و جوامع، به شناسایی، تحلیل و رفع مشکلات روانی، اجتماعی، اقتصادی و زیستی میپردازد. این حوزه نه تنها به مداخله مستقیم در زندگی مددجویان توجه دارد، بلکه بر تغییرات ساختاری، سیاستگذاری، منابع اجتماعی و حمایت از ظرفیتها و توانمندیهای انسانی تأکید میکند.
بر اساس کتاب مبانی مددکاری اجتماعی نوشته محمد زاهدی اصل، مددکاری اجتماعی بر سه مؤلفه کلیدی استوار است: دانشهای علمی (نظریهها و فرضیههای مربوط به اجتماع، روانشناسی، اقتصادی و انسانشناسی)، مهارتهای حرفهای (ارتباط، تشخیص نیاز، برنامهریزی مداخله، ارزیابی) و ارزشها و اصول اخلاقی (احترام به کرامت انسانی، عدالت اجتماعی، همبستگی، توانمندیسازی).
از نظر زاهدی اصل، مددکاری اجتماعی بیش از کمک فردی است و شامل کار با گروهها و جامعه نیز میشود؛ یعنی مددکاری فردی (کار با فرد)، مددکاری گروهی و مددکاری جامعهای یا کار با جامعه. وی بر این نکته تأکید دارد که مددکاری اجتماعی باید بومیسازی شود، یعنی با توجه به فرهنگ، ساختار اجتماعی و نیازهای جامعه ایران شکل گیرد تا اثربخش باشد.
دکتر مصطفی اقلیما نیز به تعریف مددکاری اجتماعی به مثابه حرفهای که رابطه مستقیم مددکار با فرد مددجو به منظور تشخیص مشکلات روانی ـ اجتماعی، احساسات، رفتارها و تعامل فرد با محیط دارد، پرداخته است. این تعریف ضمن آنکه گستره فردی مددکاری را روشن میسازد، نشان میدهد که مددکار اجتماعی باید مهارتهایی چون گوش دادن فعال، ارزیابی وضعیت روانی و اجتماعی، مشاوره، راهنمایی و مداخلات تربیتی و حمایتی را دارا باشد.
یکی از اهداف مهم مددکاری اجتماعی طبق این آراء، توانمندسازی است: ایجاد شرایطی برای مددجویان به طوری که خود بتوانند تشخیص دهند، تصمیمگیری کنند، منابع خود را بشناسند و برای بهبود شرایط زندگیشان فعال شوند. این هدف نه تنها به کاهش وابستگی کمک میکند، بلکه عزت نفس و خودگردانی فرد را تقویت مینماید.
یک وجه مهم دیگر در تعاریف این صاحب نظران، کاربرد نظریه و روش علمی است؛ مددکاری اجتماعی تنها بر پایه احساس همدردی نیست، بلکه نیازمند استفاده از نظریههای جامعهشناسی، روانشناسی، انسانشناسی، اقتصاد اجتماعی و روشهای تحقیق (کمی و کیفی) است تا مسائل شناسایی شده دقیق تحلیل شوند و مداخلات مؤثر طراحی شوند.
در نظر کلی، مددکاری اجتماعی حرفهای چندبعدی است که در سطوح مختلف فعالیت دارد:
سطح فردی:
کمک به فرد برای غلبه بر مشکلات شخصی، روانی و اجتماعی؛ شامل مشاوره، حمایت روانی، ارزیابی و ارجاع به خدمات مناسب.
سطح گروهی یا خانواده:
مداخلات گروهی، حمایت از خانوادهها، کار با گروههای همبنیان برای توسعه مهارتها، اشتراک تجربیات و ایجاد شبکههای حمایتی.
سطح جامعه و ساختار کلان:
مشارکت در سیاستگذاری اجتماعی، پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، تحلیل ساختارهای نابرابر، تلاش برای عدالت اجتماعی، طراحی برنامههای پیشگیرانه و ارتقای رفاه عمومی.
در نهایت، مددکاری اجتماعی به عنوان حرفهای که تلفیقی از دانش، مهارت و ارزشها است، با مأموریت اصلی بهبود کیفیت زندگی، عدالت اجتماعی و توانمندسازی انسانها در برابر چالشها شناخته میشود. آثار زاهدی اصل و اقلیما نقش بسزایی در شکلدهی این تعاریف در ایران دارند و نشاندهنده ضرورت آموزش تخصصی، اخلاق حرفهای و بومیسازی نظریهها و روشها میباشند.
نوشته سمانه نوایی: مدرس دانشگاه، عضو ارشد و مدیر دپارتمان مددکاری اجتماعی


